کوروش کبیر

دختری به کوروش کبیر گفت:من عاشقت هستم.

کوروش گفت:لیاقت شما برادرم است که از من زیبا تر است و پشت سر شما ایستاده

است،دخترک برگشت و به پشت سرش نگاه کرد و دید کسی نیست...

کوروش گفت:اگر عاشق من بودی پشت سرت را نگاه نمی کردی.

/ 8 نظر / 7 بازدید
فرناز

روزی مجنون از روی سجاده شخصی عبور کرد مرد نمازش را شکست و گفت :مردک! در حال راز و نیاز با خدا بودم تو چگونه این رشته را بریدی؟ مجنون لبخندی زد و گفت : من عاشق بنده ای هستم و تو را ندیدم، تو عاشق خدایی و مرا دیدی؟

قهوه تلخ

سلاممممممممممممممممم ببخش دیر سر زدم ببخشششششش.بخاطر یه سری مشکلات شرمنده ام بازم خارها خوار نیستند شاخه‌های خشک چوبه‌های دار نیستند میوه‌های کال کرم خورده نیز روی دوش شاخه بار نیستند پیش از آنکه برگ‌های زرد را زیر پای خویش، سرزنش کنی خش‌خشی به گوش می‌رسد : برگ‌های بی‌گناه ، با زبان ساده اعتراف می‌کنند خشکی درخت از کدام ریشه آب می‌خورد

جوجو

سلام ممنون خیلی زیبا بود

فرناز

منم تنهاترین تنهای تنها اسمتو می نویسم روی شن ها باد میاد اسمتو پاک میکنه کارم شده در این صحرای غمها

قهوه تلخ

به صلابه کشیده ام درونم را! مبادا سپیدهایم در هجوم تاریکی قتل عام شوند! لحظه هایم هولناک شده!! کفتارهای شناور درآب بینی بز... یکدیگر را با لنگه کفشهای کهنه سنگسار می کنند!!! چه زیرکانه شعورم را دوره کرده اند این لاشه خواران!

قهوه تلخ

اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟ چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابي اي آنکه در حجابت درياي نور داري من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟ برعکس چشمهايم چشمي صبور داري از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟ در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري؟ عیدت مبارک عزیزم

قهوه تلخ

عجب دارم که مردان این همه نامرد هستند به وقت مهربانی، آنها چنان پوزه به خاک عشق می سایند چو گویی این همه ذلت ز سگها ارث بردند گداتر از گدایان،کاسه ای خالی به پیش چشمهاشان می نهند تا که شاید چند سکه عشق یا که حتی قرص نانی مهر بیندازد زنی آنجا... ولی تا که خیال پستشان آسوده می گردد ز تسخیر دل یک زن و تا که کاسه آنها ز سکه می شود لبریز به نامردی دم از مردی زنند و قلب پاک و بی پناهش را بیازارند و در اوج حقارت ، اوج خودخواهی در آن نامردی مطلق به پیش قلب ضربت خورده یک زن به خود گویند ، عجب مردند!!! و شاید خوب میدانند که سگها آبروی بی وفایان را خریدارند عجب دارم که مردان این همه نامرد هستند...

مهشاد

می خوام به سردی شب هام بخندم . . . می خوام به پوچی فردام بخندم . . . وقتی می بینمت با دیگرونی . . . تو اوج گریه هام می خوام بخندم . . . می خوام داد بزنم تنهای تنهام . . . می خوام وقتی میگم تنهام بخندم . .