اینجا زمین است...

اینجا زمین استــ با آدم هایشــ


نهــ بهتر بگویمــ: با   "آدمی زادهایشــ  " آدمیزادهایی که خو د

  "بخشش و گذشت  " را از خاطر برده اند اما از دیگران انتظارش را دارند....

آدمیزادهایی که حاضر به قبول حداقل اشتباهاتشان نیستند و دیگران را محکوم می کنند ... ۩


خداونــــــــــــــــــــ دا چه سخت است زندگی در این زمینتــ در میان این آدمیزادهایی


که جز خودبینی و غرور و ادعا چیزی در چنته ندارند!...

و با همین ادعاست که روزگار می گذرانند... ۩

 خداونـــــــــــــــــــد ا حس سنگینی ستــ حس تنهایی در اوج شلوغی اطرافتــ .

/ 27 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختر مكزيكي

شطوري؟؟؟؟ من برگشتم تهران واقعا راس ميگي؟؟؟؟؟چشمات قشنگ ميبينن

دختر مكزيكي

مرسي داشي[فرشته] شوما هوارتا بهم لدف داري[ماچ] هوارتا ممنونم كه بهم سر ميزني

دختر مكزيكي

واااااااااي امروز رفتم مدرسه خيلي گند بوووود من تنها بووووودم[گریه] ساعت لعنتي هم نميگذشت كصصاااافط[عصبانی]

دختر مكزيكي

دالي واست دوعا ميكنم هوارتا كدوم وبت؟؟؟؟؟ آدرسشو ندادي كه!!!!!! هوارتا مرسي[نیشخند]

نازی

من بودم و تنهایی و یک راه بی انتها یک عالم گله و خدایی بی ادعا گم شده بودم میان دیروز و فردا تا تو را یافتم.. با تو خودم را یافتم صدایت در گوشم پیچید نگاهت در چشمانم نقش بست نشان دادی به من آنچه بودم آری، با تو رسیدم من به اوج خودم نامم را خواندی.. گفتی بارانم بارانی شد دل و چشمانم آری بارانی شدم تا ببارم اما ای کاش بدانی تویی آسمانم بی تو نه معنا دارد باران نه معنا دارد خورشید و نه رنگین کمان ای که شبیه تر از خود به منی بگو تا آخر راه با من هم قدمی

دختر مكزيكي

هوااااار هواااار نظرسنجي: اين قالبم خوشل تره يا اون يكي؟؟؟؟؟؟؟؟؟ [نیشخند]

دختر مكزيكي

آخ جوووووووووووووون چشمات قشنگ ميبينن خواهش وظيفه بود آها راستي سلام هع يادم رف

شوان

تکیه به شونه هام نکن.....من از تو افتاده ترم..... ما که به هم نمیرسیم.....بسه دیگه بزار برم..... کی گفته بود به جرم عشق.....یه عمری پرپرت کنم..... حیف تو نیست کنج قفس.....چادر غم سرت کنم...... من یه قلندر شبم ......نه قهرمان قصه ها....... یه پرده ی حلقه به گوش...نه ناجی فرشته ها....... من عاشقم همین و بس ....قصه نداره بی کسیم...... قشنگیه قسمت ماست .....که ما به هم نمی رسیم........

شوان

گاهی بد نیست شبانه از خواب بپریم و به صدای سمفونی ساز رفتگر صدای سوت شبانه ی نگهبان محله صدای قدم های مردی که قبل از طلوع خورشید سر کار میرود وشاید صدای گریه یک آشنا .... گوش کنیم فقط گوش کنیم! [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

www.fatemebarzegar.blogfa.com

بعضی ها را هرچقدر هـم که بــــخواهی “تــــــــــــــــــمام” نـــــــــــــــــــــمی شوند … ! هــــــــــمش به آغــــــــــوششان بــــــــــدهکار میمانی ! حضورشان”گــــــــــــــــرم” است ؛ سکوتشان خالی مــــــــــیکند دل ِآدم را … آرامش ِ صـــــــــــــــــــــدایشان را کــــــــــــــــــــم می آوری ! هر دم هر لحظه “کـــــــــــــــــم” مـــــــی آوریشان … و اینجا مــــــــــــــــــــن کــــــــــــــم دارمــــــــــت