/ 7 نظر / 7 بازدید
زهراجون

بارونام با رقصشون هلهله برپا مي كنن مي شينن رو پشت بوم چترشونو وا مي كنن حالا توي كوچه ها صداي ساز بارونه باد آواره داره تو كوچه آواز مي خونه بازم اون ابر سياه روی هوا پر مي زنه نمي ترسم از هوا كه عشق تو چتر منه عشق تو يه كفتره تو چشم من پر مي زنه در خونه دلم با خستـــــگي پر مي زنه بس كه بارون اومده مي لرزه و خيسه تنش خونه هاي دلمو يـكي يــكي سر مي زنه اي دو چشمون سياه تو آتيش گردونِ من اين دوتا شعله ی وحشي چي مي خوان از جون من؟ چی می خوان از جون من؟..

mahdi

آپــــــم... [لبخند] اما هنوز متاسفانه کیفیت بالای Caliente رو پیدا نکردم...[ناراحت]

الهه شرقی

زندگي آرام است، مثل آرامش يک خواب بلند ... زندگي شيرين است، مثل شيريني يک روز قشنگ ... زندگي رويايي است، مثل روياي ِيکي کودک ناز ... زندگي زيبايي است، مثل زيبايي يک غنچه ي باز ... زندگي تک تک اين ساعتهاست، زندگي چرخش اين عقربه هاست ... زندگي راز دل مادر من ... زندگي پينه ي دست پدر است ... [گل]

ایلیا

4 تاشونو دارم اما زیاد شاد نیستم

جوجو

تاحدودی به این 5قانون نزدیکم ولی داشتن زندگی شاد به عوامل دیگه ای هم بستگی داره. ممنون دوست عزیز