فریاد های خفته (sleepyells)

مرد از زن خیلی تنهاتره! مرد لاک به ناخوناش نمیزنه که هروقت دلش یه جوری شد،دستشو باز کنه و ناخوناشو نگاه کنه و ته دلش از خودش خوشش بیاد! مرد موهاش بلند نیست که توی بی کَـسی کوتاهش کنه و اینجوری لج کنه با همۀ دنیا! مرد نمیتونه وقتی دلش گرفت زنگ بزنه به دوستش و گریه کنه و خالی شه! مرد حتی دردهاشو اشک که نه، یه اخـمِ خشن میکنه و می چسبونه به پیشونیش! یه وقتایی ، یه جاهایی ، به یه کسایی باید گفت : میـــــــــــــم ... مثلِ مـــــرد

 

بیخودی خندیدیم

که بگوییم دلی خوش داریم

بیخودی حرف زدیم

که بگوییم زبان هم داریم 

و قفس هامان را

زود زود رنگ زدیم

و نشستیم لب رود

و به آب سنگ زدیم

ما به هر دیواری

آینه بخشیدیم

که تصور بکنیم

یک نفر با ماهست

ما زمان را دیدیم

خسته در ثانیه ها

باز با خود گفتیم

شب زیبایی هست!

بیخودی پرسه زدیم

صبحمان شب بشود

بیخودی حرص زدیم

سهممان کم نشود

ما خدا را با خود

سر دعوا بردیم

و قسم ها خوردیم

ما به هم بد کردیم

ما به هم بد گفتیم 

بیخودی داد زدیم

که بگوییم توانا هستیم

بیخودی پرسیدیم

حال همدیگر را

که بگوییم محبت داریم

بیخودی ترسیدیم

از بیان غم خود

و تصور کردیم

که شهامت داریم

ما حقیقت ها را

زیر پا له کردیم

و چقدر حظ بردیم

که زرنگی کردیم

روی هر حادثه ای

حرفی از پول زدیم

از شما می پرسم

ما که را گول زدیم ؟! 

دکتر علی شریعتی

نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩۱/٥/۱٦ ساعت ۳:۱۸ ‎ب.ظ توسط Kont Shout| نظرات ()


آخرين مطالب
» 7 آبان روز ...
» زبان نگاه
» آموزش
» نفسم میگیرد
» برای خودم متاسفم...
» امیدوارم شر نشه ...
» تولد
» کاش می شد ...
» بی حوصله ...
» تقدیم به .....

Design By : RoozGozar.com